سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
5
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و « نسائى » هم در [ خصائص ص 30 ] به طرق ديگر ، حديث را نقل كرده است . [ الطبقات ابن سعد 2 / قسم 2 / 101 ] از حضرت على عليه السّلام نقل نموده است كه سؤال شد : چگونه است كه شما از اصحاب ديگر ، احاديث بيشترى نقل مىكنيد ؟ فرمود : به اين دليل كه در ملاقاتهائى كه با مقام اقدس نبوى دست مىداد ، هرگاه از آن حضرت سؤالى داشتم ، به پاسخ آن مىپرداخت و هرگاه سؤالى نمىكردم ، خود آن حضرت آغاز سخن مىفرمود . مؤلف گويد : « ابن سعد » اين حديث را در [ طبقات ص 106 ] آورده كه اصحاب گفتند : يا على ! از خود بگو كه چگونه اين همه حديث را ، از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله روايت مىكنى ؟ فرمود : علَّت آن اينست كه هرگاه حضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب مىشدم و سؤالى مىكردم ، ايشان پاسخ مرا مىداد و اگر سؤالى نمىكردم و ساكت بودم ، آن حضرت آغاز سخن مىفرمود . « ابو نعيم » هم در [ حلية 1 / 68 و 4 / 382 ] حديث مزبور را به اين مضمون نقل كرده كه حضرت على عليه السّلام فرمود : هرگاه سؤالى مىكردم ، پاسخ مىشنيدم و هرگاه ساكت بودم ، آغاز به سخن مىشدم . ( مرا به سخن و سؤال وا مىداشتند ) [ فخر رازى در تفسير كبير ] در ذيل آيه * ( وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) * ( سوره الضّحى ، آيه 11 ) حديثى را نقل كرده و در آخر آن حديث آمده است : جمعى از اصحاب به حضرت على عليه السّلام گفتند : يا على ! از خود بگو ، حضرت فرمود : آرام باشيد كه خداى تعالى مردم را از خود نمائى نهى فرموده است . در پاسخ گفتند : مگر خداى تعالى نمىفرمايد : * ( وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) * ؛ نعمت پروردگارت را بازگو كن . حضرت فرمود : اكنون نعمت الهى را كه به من ارزانى داشته است ، برايتان بيان مىكنم . هرگاه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سؤالى مىكردم به پاسخ سؤالم مىرسيدم و هرگاه ساكت مىماندم و سؤالى نمىكردم ، آغاز به سخن مىشدم و سخن مىشنيدم ؛ اينك ، تمام وجودم را علم و دانش بىنهايت فرا گرفته است و آنچه مىخواهيد از من بپرسيد .